یک روز عالی با هلیکوپتر سواری
سلام عشقم امروز میخوام بنویسم از هلیکوپتر سواری از این که حسابی من ترسیده بودم ولی به خاطر شما که فقط نگاهت به من بود که آیا میترسم یا نه مجبور شدم سوار بشم و چقدر هم تجربه خوبی بود انگار قرار شما زندگی رو از نو به من یاد بدی بعد از اینکه پیاده شدم ده بار از من پرسیدی مامان ترسیدی؟ ترس نداشت؟ تا من میخواستم بگم که ترسیده بودم سریع میپردی وسط که ترسیده بودی مگه؟ که منم در جواب میگفتم نه مامانی اولش یک کم ترسیده بودم ولی بعد دیدم که چقدر خوبه . ازت ممنونم که من و الگو قرار دادی دختر قشنگم . ولی متاسفانه هنوز برای شما زود بود که سوار بشی و قرار شد بزرکتر که شدی حتما ببریمت .عکس در ادامه &nb...






